من تمبل هستم.

The best part about me is I'm not you,I'm me,I'm the tired Amir & this is my weblog

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ چهارشنبه دوم مرداد 1392 ] [ 01:07 بعد از ظهر ] [ mohammad reza ] نظرات





امروز صبح در كمپانى‌ WWEI كه من فعالیت دارم رسلمنیا 28 بود


مسابقات زیاد و هیجانى در این پ.پ.و امسال بودش كه نمیدونستم طرفدارى كیو بكنم و براى‌ همین از نتایج خبردار نشدم و خودم نخواستم.


مسابقه ى من یك مسابقه ى معمولى بودش بر سر كمربند سنگین وزن در مقابل دانیال



من چون رویال رومبل رو برده بودم با اون مسابقه داشتم


هفت تا مسابقه وجود داشت كه مسابقه ى ما پنجمى بودش



اول دانیال وارد شد


بعدش من وارد شدم با آهنگ ادج كه اولش جاى صداى زنه صداى awesome میز بودش و با سر و صدا و خوشحالى زیاد جمعیت رو به رو شدم چون چند وقتى‌ نبودم



مسابقه شروع شد


اول با هم دست دادیم

بعدش دستامون رو گذاشتیم رو شونه هاى همدیگه و گردن آویز شدیم جفتمون و سر به شاخ و سر به گردنو اینا


بعدش اون منو برد گوشه ى رینگ و داور دورش كرد و بلافاصله برگشت و یه لقد زد تو شیكمم


بعدش اومد یه مشت بزنه كه جاخالى‌ دادمو یه آریوشیو زدم بهش كه خورد به طنابا منم دویدم سمتش


اول از رو سرم پرید

بعدش من از زیر پاش رد شدم بعدش من واستادم و دلا شدم كه پرید رو پشتم و قلت خورد بعدش دوید سمتم كه یه كلوزلاین زدم


دوباره بلند شد كه یه كلوزلاین دیگه هم زدم

دوباره بلند شد
بعدش یه اسكوپسلم زدم بهش


بعدش پین كردم كه بلند شد


رفتم بالاى رینگ و تا بلند شد یه كراس بادى رفتم

و بعدش هم كه باز رو زمین بود رفتم بیرون رینگ و از طنابا گرفتم و پریدم و یك فلاین كلوزلاین زدم

بعدش رفتم بالاى رینگ كه سوانتا بمب برم كه جاخالى داد و تركیدم

بعدش سریع اومد و آرم بار مخصوص خودشو رفت و دستو و گردنم داشت میتركید




كه بزور خودمو رسوندم به سمت طناب و طناب رو گرفتم


بعدش رفت و دورخیز كرد و تا پاشدم دوید و با زانو اومد تو سرم


مسابقه همینجورى‌ادامه داشت و فن هاى خوبى به هم میزدیم


در حین دعوا رانینگ نى بولداگ من و فلاین البو دراپ اون تماشاچى ها رو خیلى خوشحال كرد



بعدش من روز زمین افتاده بودم كه اومد پین كنه كه زیر پا انداختم و پا شدم و سریع یه رانت هاس كیك زدم و تا بلند شد دى دى تى معروف ادج رو زدم


بعدش هم آماده شدم براى سیت چین میوزیك

كه تا بلند شد زدم



و آماده شدم براى اسپیر





تا بلند شد دویدم كه اسپیر بزنم كه جاخالى دادو با سرشونه و بازو خوردم به گوشه رینگ و بهم حمله ور شد كه جاخالى‌ دادمو سریع یه اسپیر زدم





و بعد پین كردمو بردم







تماشاچى‌ ها هم خیلى‌ خوشحال بودن منم خوشحال بودم و از سالن خارج شدم و تو بك استیج خیلى ها تبریك گفتن


اینم از مسابقه ى امروزم



طبقه بندی: كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 09:06 قبل از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

سلام

چه خبرا؟

اول از همه بگم كه اشخاص كاملاً خیالاتى هستند و ربطى به واقعیت و wwe ندارند

تو این پست میخوام راجع به كشتى كج خودم حرف بزنم


من در سال 2006 با كشتى كج آشنا و به كمپانى WWEZI رفتم كه زیر مجموعه كمپانى WWEI هستش رفتم



یه چند ماهى در اونجا بودم به صورت قدرتى كار میكردم و آماتور بودم و زیاد مسابقه نمیدادم و چهره ى فیس داشتم



تا این كه بعد از 2 ماه منو فرستادن به كمپانى WWEI

تو اونجا اولین مسابقم رو با غول جانسون ملقب به راگ بازى كردم و دعواهام با اون آغاز شد و چهره ام یكم هیل شد ولى هنوز میشد گفت كه فیس هستم


موقعى كه با راگ دعوا داشتم از حالت قدرتى یكم خارج شدمو یكم هایت فلایر شدم


موقعى كه با راگ درگیر بودم تونستم یك بار كمربند WWEI رو ببرم


بعدش در اواخر سال 2006 كه از مصدومیتم در مسابقه با راگ برگشتم اون رفته بود و هال آف فیمر شده بود



بعد از اون من با گروه b-x دعوام شد و تنها بودمو زیاد كارى نمیتونستم بكنم


تا این كه داداش خیالیم هم به كمپانى اومد و با من تیم تشكیل داد



ما b-x رو شكست دادیم و كمربند هاى تگ تیم رو داشتیم با گروه ها دعوا میكردیم و من دوباره فیس شده بودم



تا این كه در اواخر تابستون 2007 ما توى یه مسابقه باختیم و سیرتى(داداش خیالیم) عصابش خورد شدو به من حمله ور شد و چهره ى هیل گرفت



بعد از اون ما مسابقات زیادى رو برگذار كردیم و همدیگرو داغون كردیم


در اواخر سال 2007 مسابقه ى no dq برگذار شد كه تو اون مسابقه من با صندلى ضربات محكمى به سیرتى وارد كردمو باعث مصدومیت اون از ناحیه چشم،گوش،حلق،بینى،دهن،دندون،فك،چونه،پیشونى،مو،ریش،سیبیل و ... و یا به عبارتى از ناحیه صورت شدم



بعد من با كسانى مثل دِ وایپر رندى هورتون و دِ چمپ جان سهیل و دِ پلى استیشن گِیم تیریپت منو كشته و HBK شان ماسكل اسكفیلد و دِ حیوون یا همون انیمال بابیستا و .... شدم و تا اواخر سال 2007 با اونا درگیر بودم و 3 بار هم كمربند قهرمانى WWEI رو گرفتم



بعدش رسیدیم رسلمنیا 24 در سال 2008



من مین ایونت رو به خودم اختصاص داده بودم

مسابقه ى من با رندى هورتون بود بر سر كمربند WWEI

من تو اون مسابقه خوب بازى كردم امّا آخر مسابقه كه رفتم واسه AA(تو اون زمان فینیشر من چكسلم و اتیدیى از جاسمنت بود)


كه یهو سیرتى اومد تو حواس داورو پرت كردو نذاشت من فینیشرم رو برم و وقتى من رفتم نزدیك طناب كه برم بیرون و بزنمش كه رندى اومد و یه rko رفت و پین كردو برد.



بعد از اون دوباره درگیرى هاى من و اون زیاد شد و با هم مسابقه میدادیم اون قصد پیروزى بر من و همچنین برد كمربند WWEI رو داشت


در سال 2008 بود كه توى پ.پ.و جادجمنت دى من و اون و اتج با هم مسابقه ى تیریپل ترت متچ بر سر كمربند داشتیم


كه اواخر بازى اتج اومد به من یه اسپیر بزنه كه سیرتى از خودگذشتگى نشون دادو پرید جلوم و اون اسپیر خوردو منم سریع یه چكشلم زدمو پین كردو كمربند رو بردم


بعد از اون دوباره من با سیرتى رابطه ى خوبى داشتیم امّا بر سر كمربند WWEI هنوز مشكل داشتیم


تا این كه من تو رسلمنیا 25 كمربند رو بردم و تو پ.پ.و اكستریم رولز كمربند رو باختم و پ.پ.و بعد پ.پ.و RAH VS SMACKUP بودش كه من به اسمك آپ منتقل شدم و سیرتى در راه موند و پ.پ.و فرا رسید


تو اون پ.پ.و مسابقه ى رویال رومبلى بود كه باید اسمك آپ ها اعضاى راه رو مینداختن بیرو و بالعكس


كه من تو اون مسابقه جز نفرات آخر بودم و توسط پت هاردى حذف شدم و بعدش هم اسمك آپ باختش


بعد از اون من توى اسمك آپ بر سر كمربند WORLD HEAVY WEIGHT دعوا میكردم به اسطوره هایى مثل ON TAKER برخوردم شكست ها و پیروزى هایى كسب كردم و موفق شدم دو بار كمربند رو ببرم


بعدش من اواخر سال 2009 كمربند رو به مى مستریو باختم



بعدش من دیگه یكم مسابقاتم كم شد و توى رسلمنیا هم مسابقه اى‌ نداشتم


در سال 2010 من خیلى مسابقات زیادى دادمو موفق شدم 4 بار كمربند سنگین وزن رو دوباره ببرم و تاریخچه هاى جدیدى آغاز كنم و بیشتر تر هایت فلایر شده بودم و فن هایم مثل لورل هاردى(برادر كوچیك پت هاردى)شده بود


در سال 2010 پ.پ.و مانى این دِ بنك رو من بردم و بعدش در یكى از 4 شنبه شب ها اسمك آپ دِ لارج ماشین كِیم توى مسابقه برده بود و حال نداشت و رو زمین افتاده من اومدم و كیف رو كش كردمو بلافاصله یه سوانتا بمب رفتمو بردم كمربند رو


بعد از اون من طى چند مسابقه كمربند رو باختم و دوباره به راه برگشتمو بیشتر سعى كردم كه كربند هاى تگ تیم رو ببرم و با كسانى مثل آسام وان صندلى و دِ بیگ بِر بیگ شو اپرا و Y2J كیریس جریكجا تگ تیم شدمو چند بارى كمربند رو بردم

و در سال اواخر 2010 كه اتج موفق به برد در رویال رومبل و رسلمنیا شد من با اون تیم تشكیل دادمو فن هایم رو كمى شبیه اون كردمو فینیشرم اسپیر شدو و بعد از مدتى تیم از بین رفت ولى با هم دوست موندیم


تا سال 2011 من خیلى خوب بازى كردمو موفق شدم یك بار دیگر كمربند تگ تیم رو با سیرتى و 1 بار دیگه WWEI و 2 بار دیگه سنگین وزن رو ببرم

در انایم(جمع مكسر نمیه
) سال 2011 جنرال منیجر WWEI مستر مك ماهان رفتش و جاش تیریپت منو كشته اومد و بعدشم جنرال منیجر موقت جان لورستانى اومد و با من لجه

و از اون به بعد من دیگه كم مسابقه دادمو و فقط میتونم تو بعضى شب ها مسابقه بدم و هر هفته تماشاچى ها منو نمیبینن



وضعیت فعلى:


برد در رویال رومبل 2012 و نامبر وان كانترنتد شدن


فینینشر ها:اسپیر-سیت چین میوزیك-یه سابمیشن مخصوص


سیل چىم موو ها:سوانتا بمب-619-برل كیك-ddt معروف من و ادج و حركات معروف دیگه



دوستان:سى اِن پاك-جان سهیل-بیگ شو تلوزیون-اتج-سیرتى-رندى هورتون-اون بارون-گوفى كینگستون-آن تیكر-سین كارها-مى مستریو-هرنس واگل(تگ تیم هستیم با هرنس واگل) و كلاً فیس ها


دشمنان:هالك هنرى-آلبرتو قلبریو و كلاً بعضى هیل ها




منتظر منتخبى از مسابقات من باشید



A.M



طبقه بندی: كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، داستان، 
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

تو این پست میخوام چند تا از مسابقاتیم رو كه در طى فعالیتم باختم بگم


اول از همه اینكته رو بگم كه من الان توى كمپانى "WWEI" هستم و آخرین بازیم بعد از رویال رومبل 2012 اون كمپانى بوده.

اگه اخبار بازى هام رو دنبال كنید میفهمید كه من "رویال رومبل" رو بردم و نامبر وان كانترنت هستم.

من چند وقتى هست بازى نمیكنم چون جنرال منیجر موقت كمپانى ما با من لجه و من تا "رسلمنیا 28" بازى نخواهم كرد.



و تا حالا به این فكر نكردم كه "كمربند WWEI" رو چلنج كنم یا "سنگین وزن ایران"





خب حالا بریم سر مسابقاتى كه توش باختم:



در سال 2006 میلادى من تازه به دنیاى كشتى كج اومده بودم و در اولین مسابقه در مقابل "سرُفى ماراگو"(از كشتى كج كاران "WWEI" كه شما مسلماً نمیشناسین،قیافشم شبیه راك هستش)بردم



و بعد از اون دعوا هاى من و اون شروع شد




این مسابقه اى كه الان میخوام بگم در اوایل سال 2006 هستش.



1 شنبه بود و روز برگزارى پ.پ.و ها


اون روز پ.پ.و "اكستریم رولز" بود




مسابقه ى من با "sm" یا همون
"سرُفى ماراگو" بود.


مسابقه ى ما مین ایونت بود بر سر "كمربند WWEI "


اون موقع كمربند دست من بود.



من توى یكى از اتاق هاى بك استیج دراز كشیده بودم و داشتم كارتون میدیدم



كه یهو "SM" اومد تو


گفت:هى پسر،ببین فكر نكن خیلى گنده اى ها!من با یه انگشتم بزرگخواه(شخصى در كمپانى كه مثه بیگ شو هستش)رو بلند میكنم و میكوبم زمین.

منم گفتم:هى من!شات آپ میكنى یا روت یه اسپیر برم




كه قاطى كردیمو پریدیم رو سر كوله همدیگه و همدیگرو زدیمو چند تا از كج كارهارا اومدنو مارو جدا كردن



دستیار جنرال منیجر اومد گفت كه مسابقه داره شروع میشه


اول "SM" وارد شد


بعدش من هم وارد شدم و رفتم تو رینگو بلیزم پرت كردم واسه تمشاچى ها

داور دستور دادو زنگ مسابقه به صدا در اومد

دینگ دینگ دینگ



اول فیس تو ف*ی*س ب/و@ك شدیم


بعدش یه چك زد تو صورتم كه كلم تركید


منم قاطى كردمو پریدم روش و افتادیم زمین من همینجورى زارت زارت مشت میزدم كه رفتم نزدیك طناب و داور گفت كه ازش دور شم



ازش دور شدم بلافاصله رفتم نزدیكش كه بلندش كنمو بزنم كه با مشت كوبوند تو جا حساسم


بعدش من افتادم رو زمین


بعدش رفتم پایین و وسیله مسیله در آورد و آماده شد تا من پاشم




بعدشم اومد زدو یا من میزدمو اینا


اكنون به صحنه هایى از دعوا توجه كنین:




















هنوز با هم درگیر بودیم



تو رینگ بودیم


صندلى گذاشت پیش كناره هاى رینگ و اومد بهم آریوشیو بزنه

بهم زد و منم نزدیك بود با كمر بخورم به صندلى كه مسیرمو عوض كردمو پرید بالاى گوشه رینگ و از همونجا هم پریدم تا یه فلاین كلوزلاین بزنم كه جاخالى دادو از گردنم گرفت كه اس ام باتم بزنه كه دستشو كشوندم كنار و اومدم اسپیر بزنم كه جاخالى دادو خوردیم به طناب و من یه بیگ بوت بهش زدم


بعدش رفتم میز آوردم

روش نردبون گذاشتم بعدش بنزین ریختمو آتیش زدم

بعدش میخم ریختم روش


بعدش گذاشتم بالاى رینگ كه روش سوپرفلكس برمو بندازمش رو اونا

كه تا اومدم این فن رو برم یه مشت زد تو شیكمم و یه هدبات و بلافاصله اس ام باتم رو میزونردبون آتیش گرفته با میخ


من مردم




بعدش پین كردو برد


بعد از اون من چند ماهى مصدوم بودم


و وقتى برگشتم اس ام بازنشته شده بود و به جمع هال آف فیم ها رفته بود






حالا بریم سر مسابقه ى دیگه


این مسابقه در سال 2011 و همین اواخر ها انجام شد

اون موقع من وبلاگ رو نداشتم



مسابقه ى "فِیتال فُر وِى" توى پ.پ.و "فِیتال فُر وِى"بودش


در اون زمان من و داداش خیالیم و یه یارو(شما جان سینا در نظر بگیرید چون اسماشون خیلى خر تو الاغه)با یه یارو دیگه(اینم رندى در نظر بگیرید)بر سر كمربند "WWEI" دعوا داشتیم



اون موقع كمربند دسته رندى بودش


اول رندى ارتن وارد شد

بعدش داداشم

بعدش جان سینا


اینا رفتن تو رینگ كل انداختن

یه چایى خوردن من تازه تو راه كمپانى بودم


آخر سر داور خواست زنگ رو بزنه كه من دویدم تو رینگ و خودمو بزور رسوندم



وقتى رسیدم تو رینگ داشتم نفس نفس میزدم


بعدش مسابقه شروع شد


جان سینا و رندى اوّل فیس تو فیس شدن بعدش سیرتى(داداش خیالیم)هم با اونا فیس تو فیس شد بعدش منم اومدم فیس تو فیس شدم



چهار تا كلّه چهار تا كج كار چهار تا دماغ چهار تا دهن چهار امّا 8 تا چشم با یك كمربند

طورى بودیم كه جان و رندى رو به رویه هم بودن و منو سیرتى‌هم روبه روى هم

همینجورى زل زده بودیم تا اینكه سیرتى با لگد زد تو شیكمم و رندى هم همون اوّل یه rko رو سیرتى رفت و دوباره با جان چشم تو چشم شدن


هیچ كدوم به این فكر نمیكردن كه الان موقعیت خوبیه كه پین كرد


و من كه rated r superstar و فرصت طلب بودم سریع پریدم تا پین كنم كه جان روم یه AA زد


آقا این دو تا هنوز زل زده بودن به هم



یه چند دیقه گذشت

من از رینگ رفته بودم بیرون



كه یهو سیرتى پریدو به دوتاشون حمله ور شدم


به جان سینا یه آرشیو زد و رندى هم خودش به سیرتى حمله ور شدو سیرتى یه دابل بیگ بوت نه دابل بیگ بوت بزنه پس چجورى واسته
یه دابل كلوزلاین زد

و اونا با هم درگیر بودنو هى ممنتم عوض میشد و من بیرون از رینگ بودم
در این بین ما شاهد فن هایى  چون نافل شافل جان سینا بودیم و ddt رندى و آپر كات سیرتى بودیم
تا اینكه سیرتى رو هر دوشون كراس بادى رفت و خوشحال بود


بعدش من یواشكى اومدم تو رینگ
سیرتى خوشحال بود من هم آماده شده بودم اسپیر بزنم


تا برگشت یه اسپیر رفتم روش

و پین كردم

شانسى كه داشتم پاشو گذاشت رو  طناب رینگ


بعدش عصابم خورد شدم پاشدم كه رندى اومد و حمله ور شد و به یه كلوزلاین از رینگ پرتم كرد بیرون آماده شده بود رو سیرتى rko بره كه جان سینا اومد و یه AA زد و سیرتى بهش حمله ور شد و منم اومدم تو رینگ و اومدم به جان یه مشت بزنم كه جاخالى داد و سیرتى رو هم زدو دو تاییمون رو بلند كردو یه AA رو هردوتامون رفتو رو من پین كردو برد




اینم از این مسابقه



بزودى اگه وقت كردمو گیگ داشتم از بهترین مسابقاتم و باخت هام و استورى لاین هام میذارم


خدافظ


A.M



طبقه بندی: كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 03:17 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

*نكته:غلط غلوطا رو خودم غلط غلوط نوشتم


هفته قبل جان لورستانى‌اومد گفت كه تو نامبر وان كانتردن نیستى و تو رویال رومبل برنده نشدى

كه منم قاطى كردمو همرو زدم

و با حورنذوالجن تگ تیم شدیمو كمربند تگ تیم اینترنت دست ماست

این هفته هم مسابقه ى ده به ده داشتیم

گروه فیس ها با هیل ها


كه ما بردیم



طبقه بندی: روزانه، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 04:21 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

بچه ها برید بینك زیر این پسترو من گذاشتم

من لینك زیرم خیره سرم



طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 06:08 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

همین الانا حدود نیم ساعت پیش تو كمپانى بودم

تو بك استیج داشتم راه میرفتم و الاف بودم كه گزارشگر اومد و خوایت ازم سوال بپرسه

سوالاشو پرسید و منم جواب دادم كه به یه سریهاش میپردازیم و میبینید:

گزارشگر:نظرت راجع به بردت تو رسلمنیا چیه؟

من: مگه من تو رسلمنیا بردم؟

_______________________________________________________________________

گ:نظرت راجع به مسابقه ى امروزت چیه؟

م:واى بدبخت شدم.اصلا یادم نبود

منو هورنس واگل آخه مگه زورمون به مارك هنرى و آلبرتو دل ریو میرسه؟
_______________________________________________________________________

گ:نظرت راجع به این كه تا حالا چند وقته كه هیچ مسابقه اى رو نبردى چیه؟

م:خیلى خوب
خیلى عالى

______________________________________________________________________


گ:نظرت راجع به این كه میتونى تو رسلمنیا با آلمردو قلبریو بازى كنى چیه؟

م:نظرت راجع به این كه شات آپ كنى چیه؟
بابا چقدر سوال میپرسى مسابقم شروع شد


_____________________________________________________________________



بعدش مسابقه هم این بود:

من و هورنس واگل






در مقابل آلمردو قلبریو با هالك هنرى






اون دو تا هى داشتن حرف مرف میزدن و شر و ور میگفتنو بد بیرا كه آهنگه ریمیكس منو هورنس واگل در اومدو رفتیم تو سالن


(فكر كن ریمیكس آهنگ من(آهنگ ادج)با هونز واگل چى میشه)

بعدش تا اومدیم تا سالن تماشاچى ها داد و بیداد كردنو جیغ زدنو

ما هم دویدیم تو رینگ

تو دلم گفتم:الان كه میدویم تو رینگ هالك هنرى میترسه و از رینگ میره بیرون

كه رفتم تو رینگ دیدم واستاده تازه من ترسیدم و از رینگ رفتم بیرون



بعدش هورنس واگل گفت:داداش،من میمونم تو رینگ ببینم این دو تا چغندر چى میگن

منم گفتم:باشه داداش،فقط خون به پا نكنى

از اون ورم هالك هنرى موند تو

هورنز واگل رفت سمتش و چشم تو چشم كه نمیشه بشن با قده هورنس واگل

فیس تو فیس شدن البته نه اونجورى كه صورتاشون بچسبه به همدیگه

بعدش هورنس واگل تا زانوى مارك هنرى بود

یه لگد زد پاش درد گرفت

بعدش هالك هنرى و آلمردو قلبریو هى تگ میكردنو میزدن داش واگل رو

كه من دستمو دراز كردم كه تگ كنه بام

كه هالك هنرى دستمو گرفت و پرت كرد تو رینگ

كه تماشاچى ها هو كردنش كه حواسش پرت شد

منم سریع مدل شان مایكل بلند شدمو یه سیت چین میوزسك زدم به آلمردو قلبریو




(تو این عكس فرز كنین كه رندى آلمردو قلبریو هستش و بیرون رینگ و جریكو هالك هنریه و واستاده و حواسش نیست)


بعدش دویدمو به هارك هنرى هم یه اسپیر زدم


و رفتم دوباره بیرون رینگ و با هورنز واگل تگیدم


بعدش كه اومدم تو رفتم گوشه ى رینگ و آماده شدم كه یه اسپیر دیگه به هالك هنرى بزنم

كه آلمردو قلب ریو اومد تو و رفتم اسپیر رو به اون زدم





و بعدش مارك هنرى بلند شد و من سریع بهش یه سیت چین میوزیك محكم زدم




(*فكر كنید كه مارك هنرى صندلى دستش نیست*)


بعدش با هورنس واگل تگ كردم


گذاشتمش بالاى گوشه ى رینگ

اونم پرید رو هالك هنرى




(*تو این عكس فرض كنید كه من فینلیم و اونى كه رو زمینه هالك هنرى*)


بعدش پین كردو بردیم


هورا



ما بردیم و ما بردیم چلو كباب هنوز نخوردیم









بعدشم خوشحالى كردیمو تماشاچى ها هم خوشحال بودنو و من هورنس واگل رو گذاشتم رو كولمو منم هى داد میزدم:we aer Awesome

و با وقار از رینگ خارج شدیم



طبقه بندی: كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، داستان، اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، 
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 05:39 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

همین الان رفتمو مسابقه دادم


من بردم





اول كه رفتم تو همه حیرت زده و خوشحال شدن كه من برگشتم


بعدش یكم خودم خوشحالى كردمو چرخیدمو دویدم تو رینگ



تا رفتم تو رینگ به یه یارو كه به طناب تكیه داده بود یه كلوزلاین زدم كه از رینگ پرت شد بیرون


بعدش دویدم اونور و یه رانینگ نى به یه نفر زدمو كلشو گرفتمو از رینگ پرتش كردم بیرون


بعدش به یه نفر دیگه كه بیرون رینگ بود ولى هنوز نیفتاده بود اسپیر زدم كه افتاد رو زمین


بعدش به یكى دیگه دراپ كیك زدم كه افتاد بیرون


یه نفر دیگه بهم حمله كرد كه مشت بزنه كه جاخالى دادمو سیت چین میوزیك یا هون سوپر كیك زدم كه مردو از رینگ افتاد بیرون و بردم


اولش خودم هم تعجب كردم



بعدش تم سانگم پخش شدو تازه فهمیدم كه بردمو خوشحالى كردمو پریدمو داد و بیداد كردم و آننسر اسممو داد زد و تماشاچى ها واسم دست و سوت و جیغ میزدن



منم هى خوشحالى كردمو هى رفتم بالاى گوشه هاى رینگ

و رفتم رو یكى از گوشه هاى رینگ و به علامت رسلمنیا اشاره كردم و از این فشفشه مشفشه ها پرت شدو اینا


و بعدش خوشحالى كردمو رفتم بیرون رینگ و با طرفدارام دست دادم


و الان من نامبروان كانترتند(درست گفتم؟)هستم واسه كمربند WICP



طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات







خب امروز رویال رومبله تو كمپانى خودمو اینا اگه در جریان مسابقات باشید

من تو كشتى كج چند وقتى مصدوم بودم و الان كه خوب شدم دوباره برمیگردم

البته رئیس سابق كمپانى مستر میك ماهى كه رفته رئیس جدید اومده كه اسمش تریپت منو كشده است

اینم عكسش:





كه با هم دوستیم اما مصدوم شده و این یارو جان لرستانى مدیره و باها لجه و نمیذاره تو شو ها برم و فقط در اثر ضایع نشدنه خودش میذاره برم تو پ.پ.و ها


امروزم كه رویال رومبله و خوش بختانه من شمارم 40 هستش




چهل نفرست این رویال رومبل

بچه ها دعام كنید ببرم



طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 11:48 قبل از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

چند وقت پیش یه مسابقه داشتم كه تو اون بردم
و الان چند وقتى هست كه با اون یارو كه بازى كرده بودم مصدوم شده و دیگه نمیتونه واسه كمربند چلنجم كنه

و یه یارو خیلى ضعیف چلنجم كرده و نمیدونم چرا كمپانى قبول كرده

حالا بیخیال
همین الان مسابقم تموم شد

بذارید تعریف كنم

اول اون با دوستاش وارد شده بودند

منم وارد شدمو با تماشاچى ها یه سلام علیك مثه رى مستریو و جان سینا كردم و دویدم تو رینگ

همشون از رینگ سریع رفتن بیرون

بعدش كمربند رو بردم بالا و دادم به داور

بعد اومدش تو رینگ

مسابقه شروع شده بود

به دوستاش گفت:برید بچه ها،براى من مشكلى پیش نمیاد

دوستاش از سالن رفتن
و تا برگشت سمت من یه سیت چین میوزیك زدم بهش






مسابقرو بردم

كه دوستاش اومدن تو رینگ

یكى رو با كمربند زدم

یكى دیگشونو كلوزلاین و بعدش كه افتاد زمین یه لقد زدم تو شیكمش و یه دونه تو سرش

بعد یكى دیگرو روش اسپیر رفتم




بعد با كمربند از سالن خارج شدم






طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 11:50 قبل از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

توى كشتى كجى كه خودم بازى میكنم قضیه اینطورى شده كه:
من از كمپانى اخراج شده بودم و رئیس شركت یكى مثه میز شده و میز تو یه گروه سه نفره رئیسه(مثه لگاسى)و من با اونا مشكل دارم
از طرفى با یكى مثه راك در گیر شدم

و امروز من دوباره برگشتم

مسابقه اى برام ترتیب داده شده بود
من در مقابل نوچه هاى میز(مثه كودى رودز و تد دیبیاسى در لگاسى)

اونا وارد شده بودن منم وارد شدم

بعد من تو رینگ بودمو اونا بیرون
و با خود میزمانند(رندى تو لگاسى)چشم تو چشم شده بودم

كه نوچه هاش از پشت اومدن تو رینگ كه بزننم كه به هر دوتاشون یه مشت زدم
یكى رو انداختم زمین اون یكى هم با كلوزلاین خارج كردم بعد به اون یكى كه افتاده بود رو زمین یه لقد زدم تو سینش بعد نشسته شد یه لقدم زدم تو سرش

بعد یخورده دعوا موا كردیم كه مومنتم افتاد دستشون

داشتن بیرون رینگ میزدنم كه یكیشونو هل دادم به میله گوشه رینگ و رو اون یكى یه اسپیر رفتم تو دیواره

بعد هى دعوا موا كردیم تا تو رینگ

كه یكیشون بیرون بود یكى تو
به اون توئیه رانینگ نى بول داگ زدم






بعد پین كردم كه اون یكى اومد تو رینگ و یه لقد زد پشتمو نتونستم با پین ببرم

بعد دوتایى گرفتن روم سابمیشن رفتن

داشتم میمردم

كه بزور یكى رو زدم
اون قدر قدرت زدنم بالا بود كه یارو پرت شد بیرون

بعد چرخیدم و رول كردم

كه نشد ببرم

بعد هر دوتا بلند شدیمو رفتیم سمت همدیگه و یه دابل كلوزلاین زدیم


رو زمین بودیم كه اون یكى اومد روم فن بره كه جاخالى دادم و یه اسكوپسلم زدم

بعد اون یكى رو بلند كردم گذاشتمش بالاى رینگ و یه سوپرفلكس رفتم طورى كه افتاد رو اون یكى


بعد رفتم بالاى گوشه رینگ یه
سوانتابمب رفتم رو هر دوشون




بعد آماده شدم برا اسپیر كه میز اومد تو رینگ و من دویدمو رو اون یه اسپیر زدم

بعد یكى از اونا بلند شد كه بزنتم كه جاخالى دادمو یه اسپیر سهش زدم




و بعدش اون یكى بلند شدو منم سریع بهش یه سیت چین میوزیك زدم



بعد پین كردمو بردم


بعد بردن داشتم خوشحالى میكردم

كه یهو راك مانند وارد شد


كه اومد یه راك باتم بزنه كه جاخالى دادم و اومودم یه اسپیر بزنم كه جاخالى داد و راك باتم زد




بعد اومد اون یكى فینیشرش رو بره كه جاخالى دادم و سیت چین میوزیك روش زدم




و قهرمانانه از رینگ خارج شدم





طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 06:23 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات

خب در این یكى دو سال من بصورت جدى كشتى كج كار میكنم البته نه به صورت جدى(چى گفتم)
و بر همین اصاص(اساس با این ص تو این جا درسته؟)تصمیم گرفتم كه مهیج ترین مسابقرو توضیح بدم

خب این مسابقه بر میگرده به چند ماه قبل كه من تو همین بازى مصدوم شدم

اول یخورده توضیح بدم قضیه چى بود اون موقع:
صاحب كمربند یه قول بیابونى بود كه هیش كى زورش نمیرسید
و من شجاعت بخرج دادمو رفتم جلو گفتم:برو گمشو بابا
كه عصبانى شد این جورى:
و پرتم كرد رو میز گزارشكرا كه میز تجزیه شد
منم همون موقع از جا پریدم و از بیرون رینگ پریدم و یه سوانتابمب رفتم روش و درگیرى آغاز شد



هفته بعد داشت زر زر میكرد كه تم من به صدا در اومدو رفتم تو سالن
گفتم خفه شو و رفتم تو رینگ
هیچ ترسى ازش نداشتم ولى كم مونده بود بشاشم تو شلوارم از ترس(جمله متضاد تر از این عمرا پیدا كنى)
و یه خورده حرف زدیم كه جنرال منیجر اومد گفت:دعوا نكنید اینجا تهرانه یعنى شهرى كه شهر هرت نیست و قانون داره
بعدش یه مكث(درسته با این ث یا با س دسته داره؟)كردو گفت هفته بعد تو په پر ویو بسیار مهم رسلمنیا مسابقه اى ترتیب دیدم و قیمت بلیط ها ارزونه 200000 هزار تومن
منم گفتم برو بابا من خودم نمیام انقد پول میخواى
بعدش یخورده با اون سر قیمت بیلیط حرف زدیمو دوباره رفتیم سر مطلب
جنرال منیجر گفتش:
هفته بعد تو په پر ویو بسیار مهم رسلمنیا مسابقه اى ترتیب دیدم و قیمت بلیط ها 1 قرونه

بعدش گفت تا هفته بعد صبر كنید
من ولى تاغط(اینو درست نوشتم؟)نیاوردمو یه اسپیر زدم



اونم عین خر باز پا شد یه ورد سانگس من زد بهم



بعدش رفت منم گفتم تا هفته بعد همین جا میمونم حال ندارم برم

رسید هفته بعد

تم ورودیش به صدا در اومد وارد شد
حالا تم ورودیه من
تم ورودیم باحاله انقد

اینه آهنگ ورودیم(مخلوطى از آهنگ ادج و میز):

Awesome

On this day I see clearly everything has come to life
bitter place and a broken dream
And we leave it all behind

On this day it's so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive

i have been defeted and brought down
droped to my knees when hope went
out ohhhhh they time has come to change my ways

On this day I see clearly everything has come to life
bitter place and a broken dream
And we leave it all leave it all behind (yeah)

I'll never long for what might have been
no regret won't waste my life again ohhhh
I won't look back
I'll fight to remain


On this day I see clearly everything has come to life
A bitter place and a broken dream
And we'll leave it all behind

On this day it's so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive

Fear will kill me, all I could be
Lift these sorrows
Let me breathe, could you set me free
Could you set me free

On this day I see clearly everything has come to life
A bitter place and a broken dream
And we'll leave it all behind

On this day it's so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive
...........................................


بعدش وارد شدم تو رینگ معرفى پعرفى كردنو بازى شروع شد

اول مسابقه اومدم یه اسپیر بزنم كه جاخالى داد از رینگ پرت شدم بیرون....

كلا مسابقه جاخالى دادن بود

اما آخر بازى رفت كه یه دونه پاور بمب بزنهه كه هلش دادمو یه سیت چین میوزیك زدم


بعدش آماده شدم برا اسپیر



بعدش اسپیر زدمو پین كردم و بردم



اما آخر مسابقه ده بیست نفرى ریختن رو سرم و تا حد مرگ زدن و من مصدوم شدم و تازه 2 هفته اى میشه كه برگشتم

و حالا من دوباره به كشتى كج برگشتم

اینم والپیپرمه:



این بود داستانى از كشتى كج من و بهترین مسابقم تو این چند ماه



طبقه بندی: اضافى و چرت و پرت و لینك و بامزه و جوك و ...، داستان، كشتى كج خودساختگى یا همون(WWEI)، 
[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 07:09 بعد از ظهر ] [ شما میتونید امیر صدام کنین ] نظرات



      قالب ساز آنلاین